شد خزان ِ خزان

تهران . 8 آذر 1387 . مجموعه سعدآباد  |  Iran . Tehran . SaadAbad place

پاییز امسال  چه زود اومد و چه سریع رفت

هیچوقت در عمرم  تویک فصل اینقدر کم اثر نبودم. تمام برنامه هام با مشکل مواجه شد ؛

اطمینان دارم زمستون اینطور نخواهد بود.

.

دلم هوای کرسی  و زوزه های باد  کرده
فال حافظ و شبهایی که انگار هیچ وقت روز نمی شد

یادش بخیر

این چهارمین یلدایی هست که اینجا می نویسم

34 Comments

  1. 20 دسامبر 2008
    Reply

    در ضمن شب يلدا خاطره هاي خوبي برام داه … كلا دي ماه كه ميرسه پر از خاطره هست … تولد عزيزترين كسانم و خودم!!!!

  2. 20 دسامبر 2008
    Reply

    اميدوارم هيچ فصلي برايت مانند پاييز امسال نباشد .اميدوارم يلدا هاي متوالي اينجا بخوانمت

  3. شكلات تلخ
    20 دسامبر 2008
    Reply

    سلام
    از اينكه به من سر زديد ممنون
    دي حتما براتون روزاي خوب ميارن اگه پايز زيبا ، زمستون هم بخشندست

  4. 20 دسامبر 2008
    Reply

    آرش عزیز عکس خوبی است موفق وسربلند باشی از تو سپاسگذارم .

  5. پرستو
    21 دسامبر 2008
    Reply

    آرش عزیز ..به امید سایه های بلند مورب روزهای کوتاه و حزن موقر و آرامش پائیز یک سال دیگه رو تحمل میکنم .. یاد بوی ترخون و ترشی اندازونش و به یاد اولین خرمالو های آتشین وسط برگای صدری پیر.. عاشقانه دوستش دارم و منتظرش میمونم..

  6. 21 دسامبر 2008
    Reply

    عالي بود مرسي

  7. 21 دسامبر 2008
    Reply

    khaste nabashid vaghean zibast

  8. 21 دسامبر 2008
    Reply

    اجرای خیلی خوبی شده

    بله راست گفتی ، چه زود آمد و زودتر رفت

  9. 21 دسامبر 2008
    Reply

    yashasin kishi

  10. 21 دسامبر 2008
    Reply

    khaste nabashi .ziba bod . . . das k nabordi to aks !!??

  11. 22 دسامبر 2008
    Reply

    سلام.به ياد سهراب:

    سكوت ، بند گسسته است.
    كنار دره، درخت شكوه پيكر بيدي.
    در آسمان شفق رنگ
    عبور ابر سپيدي.

    نسيم در رگ هر برگ مي دود خاموش.
    نشسته در پس هر صخره وحشتي به كمين.
    كشيده از پس يك سنگ سوسماري سر.
    ز خوف دره خاموش
    نهفته جنبش پيكر.
    به راه مي نگرد سرد، خشك ، تلخ، غمين.

    چو مار روي تن كوه مي خزد راهي ،
    به راه، رهگذري.
    خيال دره و تنهايي
    دوانده در رگ او ترس.
    كشيده چشم به هر گوشه نقش چشمه وهم:
    ز هر شكاف تن كوه
    خزيده بيرون ماري.
    به خشم از پس هر سنگ
    كشيده خنجر خاري.

    غروب پر زده از كوه.
    به چشم گم شده تصوير راه و راهگذر.
    غمي بزرگ ، پر از وهم
    به صخره سار نشسته است.
    درون دره تاريك
    سكوت بند گسسته است.

    عكس متفاوتي از پاييز شده كه در نگاه اول به رنگ فكر ميكني اما خلاقانه ذهن را به سمت پاييز سوق مي دهد. شاد و موف باشي.

  12. 22 دسامبر 2008
    Reply

    ان شاالله هفتادمین یادداشت شب یلدایی خود را هم در این وبلاگ بنویسید . . . .

  13. 22 دسامبر 2008
    Reply

    درود
    برنامه ها رارديف كنيد و بياييد. منتظريم

  14. 22 دسامبر 2008
    Reply

    سلام جناب حميدي
    مرسي از امدنت به فتوبلاگ من
    هميشه اومدنم به اينجا همراه بوده با ديدن عكسهاي زيبا و دوست داشتني
    موفق باشي دوست من
    ادرس ايميلم رو براتون گذاشتم.

  15. kiavash
    23 دسامبر 2008
    Reply

    Jaye hafez khali!!

  16. 23 دسامبر 2008
    Reply

    سلام
    فضای دل انگیز و زیبائی را تونستید نشون بدید.

  17. 25 دسامبر 2008
    Reply

    حس نوستالوژیک برگها برای ماندن – یورش رنگ ها – و پرواز… آرش خوشحالم که در سلوک عکاسی – دوستی چون تو دارم . من به هارمونی ساده برگ های پاییزی روستایی در اینجا می نگرم و تو استعاره ای آنرا می بینی… امیدورام روزی در عکاسی بتوانم به سادگی – اما چون تو انتزاعی سکوت کویر رو ثبت کنم

  18. 25 دسامبر 2008
    Reply

    سلام آرش خان
    نوعی انتزاع (ابستره) که با رنگی زیبا ایجاد شده.چرخش لنز و پرنده یک حس عجیب رو بهم منتقل میکنه که بیشتر شبیه یک کابوس سرده.راستی این پاییز نبود که زود گذشت بلکه عمر ما بود که زود گذشت!
    موفق باشی دوست من

  19. 25 دسامبر 2008
    Reply

    پاییز قشنگی بور توو این عکس

  20. 25 دسامبر 2008
    Reply

    عکس هاتون پر از انرژیه. بیشتر به خاطر رنگها.

  21. 26 دسامبر 2008
    Reply

    سلام كوكا . عكس تميزي شده . ان شاالله يلدا ي 104 ام هم همينجايي

  22. 28 دسامبر 2008
    Reply

    سلام
    خیلی وقت بود سر نمی زدم
    خوبین شما

  23. 30 دسامبر 2008
    Reply

    آرش عزيز ؛ مطميناً شما خودت هم در طول دوران عكاسيت با عكس هايي برخوردي كه ترجيح دادي در موردشون حرفي نزني و فقط سكوت كني و نگاه كني به عكس ، و اينطور با خودت فكر كردي كه حرف زدن در مورد اون عكس خاص ؛ مي تونه از ارزش والاي عكس كم كنه .{ البته ارزش عكس كه با يه نظر كم نمي شه ولي … ;)).اين عكس هم براي من دقيقاً يكي از همون عكس هاست .عكسي كه عكاس هنرمند با خلاقيت خودش اونرو به آبستره اي دير فهم از سوي مخاطب تبديل كرده كه كه ناخودآگاه بيننده رو كنجكاو و علاقه مند به شناخت اين اثر و كاوش در عكس براي رسيدن به اصل عكس مي كنه .عكس فارغ از آبستره و عكس طبيعت بودنش ، با جاي دادن پرنده( كبوتر ) ؛ نماد آزادي و رهايي به اثر معنايي بس ژرف و عميق بخشيده كه همه و همه ي اين عوامل يكي يكي در كنار هم دست به دست هم داده اند تا در هنگام رمزگشايي رازهاي اثر ؛ بيننده و كاشف زيبايي عكس شيريني وصف ناپذيري را در درون خود احساس كند براي درك همچين مفهوم والا و عميق و انساني برخواسته از روح و جان عكاس ِ هنرمند كه در اينجا به واقع در حكم شاعر طبيعت خوش درخشيده را در درون خود احساس كند ؛ و خوشا بحال عكاسي كه شيريني خلق همچين گهر بي مانندي را در وجود خود احساس مي كند .

    كلامم را كوتاه مي كنم و درودي مججد مي فرستم به هنرمند بزرگ ِ خالق اثر.

    اين تصوير مي تونه براي جشنواره ي ملي عكاسي از درخت هم مناسب باشه كه در صورت تمايل و اگه اطلاع نداريد از جشنواره ؛ لينكش رو براتون ارسال مي كنم .

    پاينده باشيد

  24. 31 دسامبر 2008
    Reply

    dorood khobi? omidvaram ke hamishe moafagh bashi va alaghe khdet ro bish azin parvaresh bedi….

  25. 2 مارس 2009
    Reply

    سلام آرش حميدي عزيز
    عكست و مطلبت خيلي قشنگه
    من عاشق پاييزم چون فصل خودمه
    عكسهاي پاييزي زيادي ديدم ولي اين عكس خيلي متفاوته

  26. 26 آوریل 2009
    Reply

    سلام عکس خیلی جالبیه ،، راستش میخوام بپرسم چطوری عکس رو به این شکل درآوردین ولی احساس می کنم سوالم یکم غیر حرفه ایه آخه من عکاس نیستم ولی خیلی دوست دارم

  27. سلام
    عکسای خیلی زیبا و خوبی هست.
    خیلی ممنون میشم وقت بگذارید و عکسام رو نقد کنید

  28. fariba
    28 آگوست 2013
    Reply

    خوب بود دیدم

پاسخ دادن به نادر کهنسال قدیم وند لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *